چکیده:
در معماري معاصر ايران، نمونه هاي متنوعي از مساجد مشاهده مي شود و ادبيات موضوع نشان دهنده آن است كه مساجد و مصلاها مركز انتشار مباحثي درباره مسائل اجتماعي زمان خود بوده و رابطه مستقيمي با تمامي اقشار جامعه برقرار نموده اند. عملكرد اينگونه بناها تنها ترويج شعائر مذهبي نبوده، بلكه ساير عوامل موثر در زندگي اجتماعي مردم را نيز در بر گرفته است. برخي مصلاها نيز چنين كاركردهايي داشته اند. پرسشي كه در اين پژوهش پس از بررسي مصلاهاي دوران گذشته و مقايسه آن ها با مصلاهاي معاصر مطرح مي شود، اين است كه طراحان اين گونه فضاهاي مذهبي با چه مسائلي روبهرو بوده اند؟ چه ضوابط و مقرراتي را درطراحي مورد نظر داشته اند؟ براي پاسخگويي به پرسش هاي تحقيق، در ابتدا چيستي مفهوم «مصلا» و فلسفه وجودي آن تبيين و سپس بر اساس آن چارچوب نظري پژوهش تدوين گرديد. در مرحله بعد بر اساس چارچوب نظري ترسيم شده، مصلاهاي معاصر ايران تجزيه و تحليل شدهاند. دستاوردهاي حاصل از پژوهش، نشاندهنده آن است كه درطراحي مصلاهاي معاصر، ويژگي هايي همچون، دسترسي هاي شهري به مجموعه و ارتباط صحيح ترافيكي با محوريت رفاه مردمي، بهكارگيري اصول ساختاردهنده اي در طرح كه ريشه در معماري سنتي دارند، تجهيزات سرمايشي و گرمايشي مناسب و استفاده از مصالح مدرن از موارد مورد نظر طراحان بوده است.


